صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

403

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

هستند ، و عقل ناميده شد ؛ چون درك مىكند ، نفس ناميده شد ؛ چون تصرّف مىنمايد و ذهن ناميده شد ؛ چون استعداد درك دارد . ابن عربى در فتوحات مكيّه معتقد است : عقل همان روحى است كه هنگام آفرينش در انسان دميده شد . و هنگام شرح مسائل حكيم ترمذى دربارهء آيهء فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي « 1 » ، مىگويد : « اين همان عقل اكبر است . لذا دربارهء آن گفته مىشود : عقل غريزى . معناى آن اين است كه اين نشئه طبيعى با استعدادش كه عبارت است از : آفرينش آن و تعديل آن براى پذيرش اين امر ، آن را اقتضا مىكند . » پس براى پرنده ممكن نيست كه آمادهء پذيرش عقل بشرى باشد و حيوانات چهارپا ، خزندگان و ديگر موجودات هم آن را نمىپذيرند . پس براى هريك روحى است مناسب با آن‌كه علّت وجودى آن است و يا بهره‌اى از عقل اكبر و نقش آن در آن ، همچون نقش روح در انسان است . از سخنان جاويد و شگفت در اين باب ، سخن باباطاهر است كه گفت : « عقل ابزار تشخيص است . » يعنى تشخيص عارف از معروف . و به قول حكيم گنابادى : « مراد از عقل در اين‌جا همان عقل نكته‌سنج است كه در امور معاش نكته‌سنجى مىكند ، به گونه‌اى كه به معاد او كه همان حكم در علم و عمل است ، منجر مىشود . و به مبادى و لوازم و عواقب امور نظر دارد و مراد ، عقل مجرّد از كثرات كه معدن مشاهدات است ، نمىباشد كه مرتبهء آن از مرتبه قلب بالاتر است : سالك ، به‌واسطهء اين عقل ، خير و شر ، حق و باطل و خوبى و بدى را تشخيص مىدهد . باباطاهر مىگويد : « عقل چراغ عبوديّت است ، كه به‌واسطهء آن ، حق از باطل ، طاعت از معصيت و علم از جهل شناخته مىشود . . . . » گنابادى در شرح آن مىگويد : « چون عبوديّت راهى است به سوى ربوبيّت ؛ و عقل ، چراغ سالك در راه عبوديّت است و به واسطهء آن راه ، آفات و موانع آن را مىبيند . . . و چون عقلى كه در امور نكته‌سنجى مىكند و مبادى ، غايات و لوازم آن را مىشناسد ، مىفهمد كه نماز او در دار جهل با غرضهاى نفسانى بوده است يا در دار علم و غايات علم ؛ و درمىيابد كه نماز كسى كه در دار جهل اتّفاق افتد با زنا و سرقت مساوى است . »

--> ( 1 ) - ص ( 38 ) آيهء 72 : پس چون او را كاملا درست كردم و از روح خويش در آن دميدم .